الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
319
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
3 - خون شهيد و شهادت او يك حادثه است ، حادثه نياز به تحليل دارد ، عوامل اين حادثه چه بوده ؟ پيامدهايش چه بوده ؟ امروز مىگويند خون شهيد پيام دارد ، پيامرسان آن عالم است ، او است كه بايد با تجزيه و تحليل ، حادثه را موشكافى كرده ، و پيام را بيرون كشد ، اگر علماء و نويسندگان اسلامى نبودند تا به اين حد حادثه كربلا و خون شهداى آن و پيام سرور آنها حسين بن على ( عليهما السلام ) آشكار نمىشد ، اگر دانشمندان و نويسندگان نبوند پيام خون حسين ( عليه السلام ) و پيام جهانى و انسانى او ( هيهات منّا الذّلة ) كه هميشه بعنوان تابلوئى روشن در مسير هر قوم و ملتى متجلّى است روشن نمىشد . بلكه بايد گفت اثبات شهادت و اينكه خون ريخته شده خون شهيد است ، چه بسا با قلم دانشمندان است ، اگر تجزيه و تحليل آنها نباشد ، ممكن است خون شهيد نيز هدر رود ، و حتى او بعنوان فردى طاغى و ياغى و فردى دوستدار دنيا و جاه و مقام قلمداد شود ، چنان كه بعضى خواستند نهضت حسينى را چنين قلمداد كنند ! 4 - شهادت هميشه ميسر نيست ، گاهى زمينه شهادت و جهاد در مقابل دشمن نمىباشد ، شايد دهها سال طول بكشد و زمينهاى براى شهادت پيش نيايد ، خصوصاً بعد از زمان معصومين ( عليهم السلام ) . شهادت و شهيد و جهاد نظامى مقعطى است ، ولى جهاد با قلم اين اسلحه كوچك قدرتمند هميشه هست ، هر زمان هر روز و هر شب مىتوان با آن وارد جنگ شد ، و در اعتلاى حق نسبت به هر حادثهاى كوشيد ، و به عبارت ديگر خون شهيد محدوده زمانى مكانى دارد ، ولى قلم محدوديتى مثل آن ندارد . وَالقَولَ بِالعَمَل - هماهنگى گفتار با كردار مسئله ديگر كه روى آن تكيه مىكنند تركيب قول و عمل يا گفتار و رفتار با هم